پرزحمت و كمفايده باشد، آنها را بادقت كافي مورد بررسي قرار ندادهام. نمونهٴ خوبي از بهترينِ اين قبيل آثار، مقالة فيالجِماع است كه ابنميمون براي يكي از برادرزادگان صلاحالدين ايوبي تأليف كرده. اين كتاب به عربي نوشته شده، ولي دستكم دوبار آن را به عبري ترجمه كردهاند. دو رسالهٴ مهم ديگر مقارن همان ايام، تأليف شد، يكي به دست سموئيل بن عباس يهودي نومسلمان كه از مغرب آمده بود و در آذربايجان درگذشت، و ديگري توسط عبدالرحمن بن نصرالله شيرازي. اولي نيمي به شهوانيات و نيمي به بيماريهاي زنان اختصاص داشت، و دومي احتمالاً به طور شديدي جنبهٴ شهواني داشت. برخي از معروفترين آثار عربي راجع به اين موضوع را مقارن اواسط سدهٴ سيزدهم، تيفاشي، جواهرشناس مصري، نوشت. تنها يك اثر لاتيني را در اين زمينه ميشناسيم (ولي احتمالاً تعداد آنها بيشتر است) به نام اندرباب جماع تأليف آرنولد ويلانووايي، ولي اسرار عشق زنان منسوب به آلبرت كبير هم تا حدي براي ارضاي همين قبيل كنجكاويها تدوين يافته بود.
جنبهٴ ديگر اينگونه آثار در رسالههاي ادويهٴ مفردهٴ نويسندگان مسلمان عرضه شده است، كه اغلب حاوي معرفي مقادير معتنابهي ادويهٴ افزاينده و كاهندهٴ قوهٴ باه است. اين مطلب در مورد هر دارونامهٴ شرقي صادق است، از جمله
پن ـ تسئائوي چيني. تا جايي كه بهآثار اسلامي مربوط ميشود محتمل است كه اصل تعدد زوجات تا حدي در اين امر دخيل باشد. البته اهل فجور در هر جا وجود داشتهاند، ولي منظورم اين است كه در قلمرو اسلامي حتي افرادي كه كمترين حد افراط را داشتند، بهمصرف نادرست نيروي جنسي خودشان كشانده ميشدند. يك مسلمان با ايمان مجبور بود، با همسرانش بهعدالت رفتار كند؛ اگر او داراي مزاج گرمي بود، اين وضع او را به زيادهروي وا ميداشت و بهزودي تحليل ميرفت. از اينرو نياز به ابزارهاي افزايندهٴ قوهٴ باه، خواه بهصورت دارو و خواه بهشكل نوشتههاي برانگيزاننده احتمالاً در قلمرو اسلام بيش از مسيحيت بود.
55 . بيماريهاي زنان و مامايي. كتابهاي مربوط به فن عشقورزي غالباً حاوي اطلاعاتي درباب جماع طبيعي و غيرطبيعي، و راجع به آبستني و زايمان است؛ از سوي ديگر، رسالههاي مربوط به بيماريهاي زنان اشارههاي فراواني دارد در باب زنان و عشق كه بيش از آنچه جنبهٴ پزشكي داشته باشد به آموزش جنسي مربوط است؛ از اينرو اين دو دسته كتاب را تا حدودي ميتوان با هم مورد رسيدگي قرار داد. جز اين كه بايد تكرار كنم دستهبندي من، مانند هر دستهبندي ديگر، مصنوعي است. هر كتاب مهم را كه در يكي از بخشها خاطرنشان شده ميتوان در تعدادي بخشهاي ديگر هم معرفي كرد و از زاويههاي متعددي مورد ملاحظه قرار داد، ولي اين كار بيش از آنچه بررسي ما را سادهتر سازد، مغشوش ميكند.
بررسي بيماريهاي زنان از قديميترين شعبههاي طب است. قديميترين متنهاي طبي